تبليغاتX
شما قضاوت کنید
خدایا ، این چه طرز آفریدن بود ؟ من ، این همه عاشق . او ، آن همه جاکش.
+ ثبت شده دریکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 23:35 توسط یوری |

آرزوی لمس كردن تو ، هر ثانیه ام را ، به ثانیه دیگر تبدیل میكند، چاقو را برمیدارم ، یا اومی برد ، یا ، من.

+ ثبت شده درچهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:39 توسط یوری |

تاريخ وازكتومی را يازده سپتامبر تعيين كرد

+ ثبت شده درچهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:36 توسط یوری

- من .... هر كاری.....كه بخوام.......میكنم

- گفته باشم خیابون مثل اینجا نیست كه حرف تحریك آمیز بزنی بعدشم پشتتو بكنی به من بخوابی

+ ثبت شده درچهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:33 توسط یوری

- اگه گفتی بالاترین آمار ماه های  اخیر در رابطه با تصادفات مربوط به چی بوده؟

- میدونم .....دیشب من هم   تلویزیون رو پرت کردم از پنجره بیرون.........

 

+ ثبت شده درچهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:31 توسط یوری

تلفن بارها  زنگ زد

- كجايی ؟

- سكوت

- پرسيدم كجايی ؟

- سكوت

- فريادی از سر خشم " به تو ميگويم كجايی ؟"

- سكوت

نفس پرسنده با هق هق دردآلودش در آميخت ، از ورای مسافتی چنين دور هم ميشد صدای موجهايی را كه در سكوت به صخره های تهی از هر نفس انسانی ميكوبيدند ، شنيد .

+ ثبت شده درچهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 13:13 توسط یوری

مانده ام كه من كدام هستم ؟ تو رفته ای و من زنده مانده ام و از آن مهمتر دارم زندگی ميكنم.
+ ثبت شده درسه شنبه سوم آذر 1388ساعت 23:1 توسط یوری