آرزوی لمس كردن تو ، هر ثانیه ام را ، به ثانیه دیگر تبدیل میكند، چاقو را برمیدارم ، یا اومی برد ، یا ، من.
تاريخ وازكتومی را يازده سپتامبر تعيين كرد
- من .... هر كاری.....كه بخوام.......میكنم
- گفته باشم خیابون مثل اینجا نیست كه حرف تحریك آمیز بزنی بعدشم پشتتو بكنی به من بخوابی
- اگه گفتی بالاترین آمار ماه های اخیر در رابطه با تصادفات مربوط به چی بوده؟
- میدونم .....دیشب من هم تلویزیون رو پرت کردم از پنجره بیرون.........
تلفن بارها زنگ زد
- كجايی ؟
- سكوت
- پرسيدم كجايی ؟
- سكوت
- فريادی از سر خشم " به تو ميگويم كجايی ؟"
- سكوت
نفس پرسنده با هق هق دردآلودش در آميخت ، از ورای مسافتی چنين دور هم ميشد صدای موجهايی را كه در سكوت به صخره های تهی از هر نفس انسانی ميكوبيدند ، شنيد .